موسيقي و ادبيّات- نيما يوشيج

تاریخ: پنجشنبه 14 بهمن 1389 ساعت: 09:38 بازدید: 846 نویسنده: طغرل طهماسبي

كماندارِ كوهستان

     علي‌نوري‌ كه‌ در خردسالي ‌به ‌اين نام خوانده ‌مي‌شد و هيچ گاه علي‌ اسفندياري ناميده ‌نشد ‌فرزند‌ ابراهيم‌خان‌نوري اعظام‌السلطنه و طوبي‌مفتاح بود. پدرش‌ مردي آتش مزاج و دلاور از دودمان ‌كهن بود كه با گله‌داري و كشاورزي روزگار مي‌گذراند. علي در ۲۱ آبان‌ماه ‌سال۱۲۷۶ش.‌ در‌ روستاي ‌دور افتاده‌ي يوش از دهستان اوز‌رود، بخش‌نورِ شهر آمل‌ مازندران ‌‌در دل‌ كوهستان‌هاي ‌جنگلي‌ دامنه‌ي ‌البرز ‌پا به‌ عرصه‌ي وجود‌ گذاشت. علي پسر بزرگ‌خانواده ‌بود...

نيما

بقيه در ادامه‌ي مطلب (براي كاربران عضو)


كماندارِ كوهستان

      علي‌نوري‌ كه‌ در خردسالي ‌به ‌اين نام خوانده ‌مي‌شد و هيچ گاه علي‌ اسفندياري ناميده ‌نشد ‌فرزند‌ ابراهيم‌خان‌نوري اعظام‌السلطنه و طوبي‌مفتاح بود. پدرش‌ مردي آتش مزاج و دلاور از دودمان ‌كهن بود كه با گله‌داري و كشاورزي روزگار مي‌گذراند. علي در ۲۱ آبان‌ماه ‌سال۱۲۷۶ش.‌ در‌ روستاي ‌دور افتاده‌ي يوش از دهستان اوز‌رود، بخش‌نورِ شهر آمل‌ مازندران ‌‌در دل‌ كوهستان‌هاي ‌جنگلي‌ دامنه‌ي ‌البرز ‌پا به‌ عرصه‌ي وجود‌ گذاشت. علي پسر بزرگ‌خانواده ‌بود. برادرِ كوچكش رضا (بعدها لادبن) نام داشت. خواهرانش ناكتا، بهجت و ثريا بودند. كودكي‌ علي‌ در دامان‌ طبيعت‌ و در ميان‌ شبانان‌ گذشت. با آرامش‌ كوهستان ‌انس ‌گرفت‌ و از زندگي‌ پرماجرا و دنياي شبانان و كشاورزان تجربه‌ها آموخت .روحِ علي كه بعده انام نيما يوشيج۱را براي‌ خود‌ برگزيد ‌با‌ رمندگي‌ طبيعت و جهان ‌دد و دام‌ پيوند‌خورد. خواندن و نوشتن را به ‌شيوه‌ي ‌سنتي ‌روستا ‌‌نزد ‌آخونـد ‌ده ‌آموخت. در آغاز ‌نوجواني‌ يعني ۱۲سالگي (۱۲۸۸ش.)‌ با خانواده‌ي ‌خود‌ به‌ تهران‌ رفت ‌و پس از گذراندن دوران ‌دبستان براي آموختنِ زبان فرانسه وارد مدرسه‌ي ‌سن‌لويي‌ شد. سال‌هاي آغازين تحصيل وي با سركشي و نافرماني گذشت اما معلمي ‌دلسوز و مهربان‌ به‌نام‌ نظام‌وفا۲ با‌ تشويق‌هاي‌ خود‌ طبع‌ سركش نيما‌ را رام‌ كرد و وي‌ را‌ در‌ خط شاعري‌ا نداخت. نيما‌ به‌سال۱۲۹۶ش.‌ در‌ بيست‌سالگي‌ موفق ‌به‌ دريافت تصديق‌نامه ‌از ‌مدرسه‌ي سن‌لويي‌ شد و اين ‌پايان ‌تحصيلات رسمي وي به‌شمار است. آن سال‌ها جنگ‌ جهان‌گيرِ اول در ‌جريان بود و نيما اخبارِ جنگ را به زبان فرانسه مي‌خواند و هم‌زمان به ‌فراگيري ‌دروس‌ حوزه‌ و ‌زبان‌ عربي‌ مشغول ‌بود۳. حوادث ‌جنگ ‌جهان‌گير ‌اول‌ در ‌روح وي تأثيري ويژه ‌بر جاي‌ گذاشت ‌و آشنايي ‌با ‌زبان ‌فرانسه ‌و ‌استفاده ‌از آثـار ‌ادبي‌ شاعران ‌فرانسوي‌ نيز ‌پنجره‌ي ‌تازه‌يي به ‌روي ‌نيما گشود اما ‌روح ‌سركش‌ وي هنوز نمي‌توانست در قفس‌ شهر آرام بگيرد. پس‌ هر فرصتي‌ را ‌براي ‌سركشيدن‌ به ‌زادگاه ‌خود ‌غنيمت‌ مي‌شمرد. در جواني به دختري دل‌باخت ولي‌چون دلبر به ‌كيش دلداده نگرويد پيوند محبت گسيخت و شاعر كه در عشق نخستين ‌شكست‌ خورده‌ بود ‌با ‌يك ‌دخترِ كوهستاني‌ به ‌نام ‌صفورا ‌آشنا ‌شد. پدرِ نيما ‌ميل ‌داشت كه‌ وي‌ با‌ صفورا ‌ازدواج ‌كند ‌ولي‌ صفورا حاضر نشد كه ‌با ‌نيما ‌به ‌شهر بيايد. ناگزير از هم‌ جدا شدند.

نيما ‌ديگر صفورا را نديد ‌و براي ‌رهايي ‌از خيالش به‌ سراغ ‌دانش‌ و هنر رفت. وي ‌در سال ۱۲۹۸ش. در وزارت ‌ماليه (دارايي) مشغول ‌به ‌كار شده ‌بود و هم زمان به محافل ‌ادبي تهران رفت ‌و آمد داشت. به ‌ويژه ‌در حجره‌ي‌ چاي ‌فروشي ‌حيدرعلي‌ كمالي‌شاعر ‌به ‌سخنان ‌صاحب‌ذوقاني چون: ملك‌الشعراي‌ بهار ‌علي‌اصغـر حكـمت ‌و ‌احمد‌ اشتري‌ گوش‌ فرا ‌مي‌داد ‌و ‌از كـار ‌و كردار شاعرانه‌ي ‌آن‌ها تجربه‌ها مي‌اندوخت.

نيما در آغاز ‌نوجواني‌ به ‌سبك‌ پيشينيان و به‌ ويژه سبك‌ خراساني شعر ‌مي‌ساخت اما ‌نه اين گونه ‌شاعري ‌و نه ‌حتي نشست‌ و برخاست‌ با ‌شاعران ‌رسمي‌ و‌ سنت‌گرا هيچ ‌كدام تشنگي طبع ‌وي ‌را ‌سيراب ‌نمي‌كرد. به ‌اين ‌ترتيب‌ در ‌سن ‌بيست‌وسه ‌سالگي‌ اسفنـدماه ۱۲۹۹ش. منظومه‌ي ‌قصه‌ي ‌رنگ‌پريده را سرود كه تمريني‌ واقعي‌ بيش نبود. نيما اين منظومه را به هزينه‌ي ‌خود در مطبعه‌ي سعادت به‌ چاپ ‌رساند. قطعه‌ي ‌اي‌شب‌ كه دو سال ‌بعد‌ يعني در بيست‌وپنج ‌سالگي ‌از طبع‌ نيما تراويد آغازِ مرحله‌يي جدي‌تر محسوب مي‌شد و به دليل سوز و شوري‌ كه‌ داشت پس‌ از نشر در نوبهار ۴ بر ‌سرِ زبان‌ها افتاد. در آن سال‌ها مردي با ذوق ‌و ‌اهل‌ نظر‌ به ‌‌نام ‌محمد‌ضياء‌ هشترودي ‌كتابي ‌به ‌نام‌ منتخبات ‌آثار ‌‌منتشر كرد. وي قسمت‌هايي‌ از منظومه‌ي قصه‌ي‌ رنگ‌پريده را با عنوان ‌دل‌هاي‌ خونين به ‌همراه چند قطعه‌ي ‌ديگر ‌از ‌اشعار ‌نيما‌ در ‌اين‌ مجموعه ‌آورد و در محافل ادبي آن ‌روز شگفتي‌ها برانگيخت و انكارها ‌و ‌مخالفت‌هاي‌ زيادي ‌به ‌دنبال‌ داشت. قصه‌ي ‌رنگ‌پريده‌ و‌ تا ‌حدودي ‌قطعه‌ي ‌اي‌شب در واقع ‌سند‌ اتهامي‌ بود كه ‌شاعر بر ‌ضد‌ جامعه‌ي‌ عصرِ خود ‌ارايه ‌مي‌كرد‌ و ‌داستان‌ دردناك ‌زندگاني‌ خويش‌ را ‌در آن‌ باز ‌مي‌گفت. فراموش‌ نكنيم‌ كه ‌در همان‌ سالِ ‌نظم ‌رنگ‌پريده ۱۲۹۹ش. كودتاي‌ معروف ‌سوم ‌اسفند‌ اتفاق ‌افتاده ‌بود. پيامدهاي ‌سياسي‌ اجتماعي ‌كودتا‌ شاعرِ دل‌آزرده‌ي ‌يوش‌ را‌ به‌ كناره‌گيري از اجتماع و دوري از محيط نادلپذير تهران واداشت. جنگل‌هاي انبوه ‌و كوهپايه‌هاي‌ سر به ‌فلك‌ كشيده‌ وي ‌را ‌به خويشتن فرا‌مي‌خواند. هواي ‌آزاد كارِ خود را كرد ‌و نغمـه‌ي ‌ناشنـاس ‌نوتري‌ از چنگ‌ و سازِ‌ جان‌ نيما‌ باز ‌شد. اين‌ نغمه‌ي ‌نو‌ همان قطعه‌ي افسانه بود كه‌ در ‌سال ۱۳۰۱ش.‌ در ‌بيست‌وپنج‌ سالگي‌ بخشي‌ از آن ‌در ‌روزنامه‌ي ‌قرن ‌بيستم ميرزاده‌ي ‌عشقي كه‌ تندروترين ‌و ‌بي‌پرواترين ‌نشريه‌ي‌ آن‌ روزگار ‌بود در چند شماره‌ي پياپي به ‌چاپ ‌رسيد. منظومه‌ي ‌افسانه ‌مشهورترين‌ شعرِ نيما‌ به ‌حساب‌ مي‌آيد. اين منظومه پيش از چاپ‌ از صافي ‌ذوق ‌و سليقه‌ي نظام‌ وفا ـ استاد ‌و مربي‌ نيما ـ گذشته و حذف و اصلاحات چندي ‌در آن صورت‌ گرفته ‌بود. بنابر اين ‌شاعر ‌به ‌پاس‌ اين ‌خدمت  كه ‌به‌ يقين‌ در توفيق ‌كم ‌نظير شعرش‌ بي‌تأثير ‌نبوده ‌است اين ‌عبارت ‌را‌ د رسرلوحه‌ي ‌منظومه‌ي ‌خويش ‌جاي ‌داد:‌ به ‌پيشگاه استادم‌ نظام ‌وفا تقديم ‌مي‌كنم هرچند كه‌ مي‌دانم اين منظومه هديه‌ي ‌ناچيزي ‌است اما او اهالي‌ كوهستان ‌را ‌به ‌سادگي ‌و ‌صداقتشان ‌خواهد‌ بخشيد.‌

منظومه‌ي‌ افسانه ‌گفت ‌و گويي‌ است ‌بين ‌عاشق‌ ـ ‌شاعر ‌ـ ‌و ‌موجودي ‌خيالي ‌‌دروني ‌به ‌نام ‌افسانه سال ۱۳۰۱ش.‌ را‌خوب‌ به ‌خاطر ‌بسپاريم زيرا در اين سال است كه با انتشار افسانه‌ي نيما‌‌ در ‌شعر، مجموعه‌ي‌ داستان ‌كوتاه ‌يكي‌بود‌يكي‌نبود جمال‌زاده، ‌رمان‌ تهران‌مخوف مشفق‌كاظمي‌ و نيز  ‌نمايش‌نامه‌ي‌ جعفرخان‌ازفرنگ‌آمده اثر‌ حسن‌مقدم ادبيات‌معاصر فارسي در ‌شعب متعدد آغاز ‌مي‌شود.

افسانه ‌براي ‌نيما و براي ‌شعر معاصر ‌فارسي تجربه‌يي‌ بود كه ‌بايد ‌پشت‌سر گذاشته ‌مي‌شد اما ‌هيچ‌كس ‌به ‌اندازه‌ي‌ نيما ‌به ‌فرجام ‌خوش‌ اين ‌تجربه‌ اميدوار نبود. وي پيش‌خود فكر كرده بود كه هركس كار تازه‌يي مي‌كند سرنوشت تازه‌يي هم دارد. نيما بي‌آن‌كه از انتقادها و ناسزاهاي‌ مخالفان‌ برآشفته ‌يا‌ دلسرد ‌شود به تأملات‌خود درباره‌ي اين شيوه‌ي شاعري ادامه داد. هرچند تا پانزده سال بعد كه زمينه را كاملا براي دگرگوني قالب و محتوا در شعر مساعد‌ يافت شعري كه كاملا در مايه‌ي آزاد ‌باشد، سرود ۵. در اين ‌فاصله روزهاي خوش و ناخوش‌ ديگري‌ بر ‌نيما گذشت ‌و ‌او را در كوره‌ي ‌حيات ‌آب‌ديده ‌كرد. وي‌ سرانجام ‌با عاليه‌جهانگير ازدواج ‌كرد و به تبعيت‌ از همسرش ‌كه ‌معلم ‌بود ‌به ‌آستارا رفت و در مدرسه‌ي ‌حكيم ‌نظامي آن شهر‌ مدتي ‌به ‌تدريس ‌پرداخت. پيش‌ از آن‌ حدود ‌يك‌ سال ‌هم‌ در ‌بابل‌ به ‌سربرده ‌بود. نيما ‌از سال۱۳۱۱ش. ‌به ‌تهران ‌بازگشت. چندي ‌بعد‌ همكاري ‌قلمي ‌خود ‌را ‌با‌‌ مجلّه‌ي ‌موسيقي ‌آغاز كرد و مقاله‌هايي ‌درباره‌ي ‌شعر ‌و هنر ‌با ‌عنوان ‌ارزش ‌احساسات ‌در ‌زندگاني ‌هنرپيشگان نوشت كه‌ بعدها‌ در كتابي ‌به ‌همين ‌نام ‌به‌ چاپ‌ رسيد. اين ‌مقالات‌ جدي‌ترين ‌نوشته‌ي‌ آن ‌روزگارِ ‌ايران در زمينه‌ي‌ شناخت‌ هنرِ‌ نو‌ اعم‌ از موسيقي شعر نقاشي ادبيات ‌تطبيقي ‌و ‌زمينه‌هاي ‌اجتماعي هنر ‌بود. نيما ‌يوشيج‌ طي‌اين‌مدت ‌به ‌آزمايش‌هاي‌ ديگري ‌نيز‌ دست ‌زد.‌از جمله منظومه‌ي خانواده‌ي‌ يك‌سرباز را‌ در مسيرِ كمال ‌بخشيدن به ساخت بيروني افسانه سرود و در زمينه‌ي‌سرودن‌ چهارپاره ‌و قالب‌هاي‌سنتي به‌ويژه رباعي ۶ و قطعه نيز طبع آزمايي‌كرد. از ميان ‌قطعات‌ تمثيلي و طنزآلود‌ي كه يادگارِ همين ‌دوران ‌فترت و انتظار است مي‌توان از بزملا‌حسن‌مسأله‌گو، پرنده‌ي‌منزوي، خروس‌و بوقلمون، عمورجب و ميرداماد ياد كرد.اما ‌بهترين‌شعرِ نيما در اين فاصله‌ي ‌زماني همان خانواده‌ي‌يك‌سرباز است‌ كه در آن به ‌نوعي ‌واقع‌گرايي ‌ادبي‌ و هنري‌ و حتي‌ گونه‌يي ‌تفكرِ اجتماعي‌ نزديك‌ مي‌شود. همه‌ي ‌اين‌ها در ‌حكم‌ تجربه ‌و تمريني‌ بود ‌براي ‌رسيدن‌ به‌ صورت‌ تازه‌يي ‌كه ‌شالوده‌ي ‌آن ‌در افسانه ريخته شده‌ بود ‌و نيما ‌اين‌ساخت‌ تازه ‌را‌ سرانجام ‌در سال ۱۳۱۶ش.‌ با‌ سرودن ققنوس كشف‌ كرد. در اين‌سـال‌ها‌ آشنـايي ‌وي‌ بـا ‌شعرِ فـرانسه و به‌ ويژه ‌مكتب‌هاي ‌ادبي ‌كامل‌تر و نظريه‌ي ‌وي درباره‌ي‌ ‌شعر ِ‌نوي‌ فارسي‌ از هر ‌جهت‌ ‌پخته‌ و‌ آماده‌ي ‌ارايه ‌شده‌ بود. نيما اين‌ نظريه ‌را ‌در سلسله مقـالات‌ ارزش‌احسـاسات ‌مطـرح‌ كرد‌ و در شعـر ‌ققنوس ‌به‌ مرحله‌ي‌ عمل‌ در آورد. اگر  سال ۱۳۱۶ش. را سال ‌حركت ‌كامل‌ شعرِ فارسي‌ به ‌سوي ‌مرحله‌يي‌ تازه  ‌بناميم سخن‌ به ‌خطا نرانده‌ام. ققنوس‌ همان ‌شكل‌ و بيان كاملا‌ ‌تازه‌ي شعر فارسي است كه هم از قيد تساوي و قافيه‌ي‌ سنتي‌ آزاد ‌است و هم ‌تخيل‌ و شكلِ ارايه‌ي آن با آن‌چه در شعرِ گذشته‌ي فارسي بود ‌به ‌كلي ‌تفاوت ‌دارد:

ققنوس مرغ‌خوش‌خوان آوازه‌ي‌ جهان

 آواره ‌مانده ‌از‌وزش ‌بادهاي‌سرد

                                     بر شاخ‌ خيزران

                                     بنشسته ‌است ‌فرد

       بر گرد او به‌ هر‌ سر شاخي ‌پرندگان

      او ناله‌هاي‌ گم‌ شده ‌تركيب‌ مي‌كند

       از‌ رشته‌هاي‌ پاره‌ي صدها ‌صداي‌ دور

   در ابرهاي‌ مثل‌خطي ‌تيره‌روي‌ كوه

                                     ديوارِ  يك ‌بناي‌ خيالي

                                     مي‌سازد...

 ققنوس‌ شعري‌ است‌ تمثيلي‌ كه ‌مي‌توان ‌آن ‌را ‌كنايه‌يي ‌از ‌سرگذشت ‌خود ‌نيما ‌دانست‌. ‌سرودن  اشعار ِتمثيلي‌ از‌ اين ‌پس ‌در ‌عصرِ‌ نيما ‌رايج‌ مي‌شود ‌و خود ‌نيما ‌و پيروان ‌بزرگ‌ وي‌ چون:‌مرحوم مهدي ‌اخوان‌ثالث (م.اميد)به ‌اين ‌شيوه‌ي‌ بيان‌روي‌ مي‌آورند. قطعه‌هاي: مرغ‌غم، غُراب، واي ‌برمن، خواب‌زمستاني، مرغ ‌آمين ‌و... را ‌نيما ‌در اين‌ شكل‌ تازه ‌سروده ‌و در عين حال صورت تمثيلي را در آن‌ها حفظ كرده است.

اعتقاد نيما بر اين ‌بود كه: هنرِ امروز (نسبت‌ به ‌متقدّمين) بارها ‌دقيق‌تر است، امّا ‌يك چيز نيست يا كم است و آن صداقت است و شكوهِ  يك ايمانِ والاتر از هرچيز. و اين يك عيب است... ۷

و سرانجام ‌روز ‌واقعه‌ فرا ‌مي‌رسد: شبانگاه ۱۳دي ‌ماه ‌سال ۱۳۳۸ش.‌ به ‌دنبال ‌سفري ‌‌ناخواسته به ‌يوش، جسم‌ كماندار ‌بزرگ‌ كوهستان‌ از پا ‌درآمد ‌اما ‌روح ‌نستوه‌اش ‌هرگز. جلال‌ آل‌احمد‌  برايش قرآن را باز كرد. آمد: وَ الصّافات ‌صفا.

در سال ۱۳۴۴ش.‌ پس‌ از درگذشت‌ نيما، بنا به ‌وصيّت‌ وي‌ ‌كارِ تدوين ‌و چاپ ‌آثار ِ‌فراوان‌ و گرانقدرش ‌به ياري‌ عاليه ‌خانم‌جهانگيري ‌و شراگيم، همسر و فرزند ‌نيما و چند تن‌ از ‌ياران ‌نزديك‌ آن مرحوم استاد ‌دكتر محمد‌ معين‌ كه‌ وصي‌ نيما ‌بود ‌و ‌استاد ‌سيروس‌ طاهباز و ديگران آغاز شد و نخستين شماره‌ از آثار نيما ‌به ‌نام ‌افسانه ‌و ‌رباعيات ‌از طرف ‌سازمان ‌چاپ‌ كيهان طبع و منتشر گرديد. پس از فوت ‌همسرش، استاد طاهبـاز، مجموعه‌هاي‌ جداگانه‌ي‌:مـاخ‌اولا (۱۳۴۴)، ناقوس و شعرِمن (۱۳۴۵)، شهرِ‌شب‌ و شهرِصبح (۱۳۴۶)، قلم‌انداز (۱۳۴۹)، فريادهاي ‌ديگر و عنكبوت (۱۳۵۰)، آب‌ درخوابگاه‌ مورچگان (۱۳۵۱)دو منظومه‌ي ‌مانلي‌ و خانه‌سريويلي (۱۳۵۲) ‌حكايت ‌و خانواده‌ي سرباز (۱۳۵۳) و افسانه، مهم‌ترين اثر نيما با نقاشي‌هاي آقاي ‌بهمن‌دادخواه ـ (۱۳۵۷) را به ‌چاپ رسانده است.

استاد ‌طاهباز‌ طي ‌ساليان‌ متمادي‌ براي‌ چاپ ‌مجموعه‌ي ‌كامل ‌اشعار ‌نيما كه ‌به ‌فارسي‌ و طبري مي‌باشد، به ‌گردآوري و نسخه‌برداري و تدوين آثار نيما همت كرد. بخش طبري اين اشعار را ‌به ‌نام روجاه، آقاي ‌علي ‌پاشا‌اسفندياري‌ و مجيد‌اسدي ترجمه كرده‌اند و بخش فارسي به ‌پيشنهاد ‌همسر‌ و فرزند ‌نيما، شراگيم، و ‌زنده‌ياد ‌جلال‌آل‌احمد ‌و ‌موافقت ‌دكترمعين، گردآوري و تدوين شد و آقاي طاهباز آن را درسال ۱۳۵۷ش. به‌ چاپ رساند.

سالگشت ‌خاموشي ‌روح ‌آن ‌پاك‌انديش ‌را به سوگ‌ مي‌نشينيم و شعرِ  پردردِ آي‌آدم‌ها را يك‌صدا‌ مي‌شويم:

آي آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد !

يك نفر در آب دارد مي‌سپارد جان.

يك نفر دارد كه دست و پاي دايم مي‌زند

روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه مي‌دانيد.

آن زمان كه مست هستيد از خيالِ دست يابيدن

                                                    به دشمن

آن زمان كه پيش خود بيهوده پنداريد

كه گرفتستيد دستِ ناتواني را

تا تواناييِ بهتر را پديد آريد،

آن زمان كه تنگ مي‌بنديد

بر كمرهاتان كمربند.

در چه هنگامي بگويم من؟

يك نفر در آب دارد مي كُند بيهوده جان قربان!

آي آدم‌ها كه بر ساحل بساطِ دلگشا داريد!

نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛

يك نفر در آب مي‌خواند شما را

موج سنگين را به دستِ خسته مي‌كوبد

باز مي‌دارد دهان با چشمِ از وحشت دريده

سايه‌ها‌تان را زِ راهِ دور ديده

آب را بلعيده در گودِ كبود و هر زمان

                                      بي‌تابي‌اش افزون

مي‌كُند زين آب‌ها بيرون

گاه سر،گه پا.

آي آدم‌ها !

او ز راهِ دور اين كهنه جهان را باز مي‌پايد،

مي‌زند فرياد و امّيد كمك دارد

آي آدم‌ها كه روي ساحلِ آرام در كار

                                              تماشاييد!

موج مي‌كوبد به‌روي ساحلِ خاموش

پخش مي‌گردد چُنان مستي به جاي افتاده بس

                                                  مدهوش

مي‌رود نعره‌زنان وين بانگ باز از دور مي آيد:

«آي آدم‌ها...

و صداي باد هر دَم دلگزاتر،

در صداي باد، بانگِ او رهاتر

از ميان آب‌هاي دور و نزديك

باز در گوش اين نداها:                                 

                 «آي‌آدم‌ها»...                                                     نيما ‌- 27آذر1320                                                                                                                                         

پي‌نوشت:

۱ـ نيما به معني كمان و نامِ يكي از اسپهبدان اصيل و سلحشورِ طبرستانِ قديم است و «يوشيج» (يوشي) به معني اهلِ يوش است.

۲ـ نظام وفا معلّم ادبيّات نيما در مدرسه‌ي متوسّطه‌ي كاتوليكِ «سن‌لوئي» بود.

۳ـ‌نيما ‌نزد ‌‌مرحوم‌آقا‌شيخ‌هادي‌يوشي، ‌زبان ‌عربي ‌آموخت‌ و درسال۱۳۰۷ش.‌ در ‌بارفروش (بابل) در محضر علاّمه‌حايري درس‌هاي فلسفه ومنطق و فقه.

۴ـ‌محمد‌تقي‌بهار ‌در ‌دوران‌ استبداد‌ صغير‌ روزنامه‌ي«خراسان» و پس از آن، از سال۱۳۲۸ش. به بعد روزنامه‌ي«نوبهار» را در مشهد منتشر كرد.

۵ـ‌نخستين ‌شعري‌ كه‌ كاملاً ‌از قيد ‌تخيل‌ و‌ وزنِ‌ آرايه ‌و‌ قافيه‌بندي‌ گذشتگان، آزاد ‌شد، شعر «ققنوس» بود كه درسال۱۳۱۶ش. سروده شد.

۶ـ مجموعه‌ي ‌رباعيات ‌نيما، بعدها با عنوان«آب‌در‌خوابگاهِ مورچگان» منتشر شد.

۷ـ درباره‌ي ‌شعر ‌و ‌شاعري، سيروس‌طاهباز، دفترهاي‌ زمانه، تهران،۱۳۶۸،ص.۸۳.

منابع براي مطالعه ي بيشتر:

الف‌ـ‌از صبا ‌تا ‌نيما، يحيي ‌آرين‌پور، انتشارات‌زوّار، چاپ‌پنجم، تهران،۱۳۷۲، ج۲.

ب‌ـ‌انديشه ‌و ‌هنر (مجله)، دوره‌ي۲، شماره‌ي ۹، عصيان ‌مقدس‌ نيما از: غريب.

پ‌ـ‌پيام ‌نوين (مجله)، سال۳شماره‌ي ‌۳ص۱، آتش‌ مقدس‌ نيما ‌را ‌فروزان‌ نگاه ‌داريم از: هـ.پارسا.

ت‌ـ‌پيام ‌نوين (مجله)‌ دوره‌ي۷شماره‌ي۴ص۱۷ نوآوري ‌در شعرِ معاصر فارسي ‌از: رستم‌ علي‌اُف.

ث‌ـ‌راهنماي ‌كتاب (مجله) دوره‌ي۴ شماره‌ي۱۰ ص۹۳۷ سومين ‌سال ‌درگذشت‌ نيما يوشيج از: يدالله رؤيايي.

ج‌ـ‌همان،ص۹۳۸، نيما ‌يوشيج ‌كيست ‌و ‌حرفش ‌چيست؟ از: جليل‌دوستخواه.

چ‌ـ‌زندگي‌ و‌ هنر ‌نيما ‌يوشيج، سيروس‌طاهباز، انتشارات ‌زرياب، چاپ‌دوم، تهران،۱۳۷۶.

ح‌ـ‌صداي‌ حيـرت‌ بيـدار (گفت‌ و گوهاي:مهدي ‌اخوان ‌ثالث «م.اميد»)، زير نظر: مرتضي‌كاخـي‌ انتشارات‌ زمستان، چاپ‌ اول، تهران،۱۳۷۱، ص۱۶۱.

خ‌ـ‌صدف (مجله)، شماره‌ي ۶ فروردين۱۳۳۷ص۲۴، يك‌ سخـن ‌درباره‌ي ‌آثاري‌ كه ‌نيما‌يوشيج ‌به شيوه‌ي قدما سروده است از: مهدي ‌اخوان‌ثالث(م.اميد).

د‌ـ‌مشكل ‌نيما، جلال‌آل‌احمد، ديد ‌و ‌بازديد و هفت‌مقاله، تهران،۱۳۳۴.

ذ‌ـ‌نيما، زندگي‌ و آثار ‌او، دكتر ابوالقاسم‌جنتي‌عطايي، تهران،۱۳۳۴.


بر چسب: ,
نيما-يوشيج نيما-يوشيج نيما-يوشيج نيما-يوشيج نيما-يوشيج امتیاز : 1560 دیدگاه(0)

ارسال نظر

نام شما
وب سایت
پست الکترونیک
پیام
درج شکلک
نظر خصوصی
کد امنیتی

نظرات


صفحات نظرات
1 |